کد خبر : 177417 |

فرهنگ عاشورا همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد

آنچه این ملت را استوار نگاه داشت، صرفاً تجهیزات و محاسبات مادی نبود؛ بلکه نیرویی بود فراتر از چارچوب‌های متعارف قدرت؛ نیرویی که از فرهنگ عاشورا سرچشمه می‌گیرد و در جان انسان‌ها امید، استقامت و معنا می‌دمد. این همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد.

(در ابیانه، برای اظهار ارادت به حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام و حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، در هر دو روز تاسوعا و عاشورا، نخل را از این کوه بالا می‌برند.)

السلام علی الحسین

اکنون محرم سال ۱۴۰۵ است؛ محرمى که شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز به پیام و حقیقت عاشورا احساس می‌شود. خط عزت، خط خون، خط ایستادگی و مقاومتی که در صحرای کربلا در سال ۶۱ هجری آغاز شد، امروز آشکارتر از همیشه ثمرات خود را نشان می‌دهد. در حوادث تلخ اخیر، در مصیبت‌ها، فقدان‌ها و تهاجم‌های دشمنان ملت ایران، رشادت، استقامت و پایداری فرزندان مکتب امام حسین علیه‌السلام را به‌روشنی مشاهده کردیم؛ همان قدرت ایمان و باوری که با چشم دیده نمی‌شود، اما در معادله قدرت، در کنار سلاح‌ها، تجهیزات نظامی و پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارها، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند و کفه ترازوی حق را به سود آزادگان و حق‌طلبان سنگین‌تر می‌سازد.

این سرمایه معنوی، در کنار دستاوردهای میدان، دیپلماسی و دیگر ظرفیت‌های ملی، پشتوانه‌ای ارزشمند، ماندگار و الهام‌بخش برای نسل نوجوان و جوان این سرزمین فراهم آورده است.

می‌خواهم بگویم که فرق می‌کند امام انسان چه کسی باشد؛ فرق می‌کند که زیر پرچم چه کسی سینه بزنیم و خود را پیرو کدام مکتب بدانیم. اندیشمندی سخن درستی گفته است که: «دین، ماندگارترین پدیده‌ای است که به بزرگ‌ترین پرسش هستی انسان پاسخ می‌دهد؛ همان میل به فنا‌ناپذیری و استمرار، برای کسانی که طول و عرض زندگی خود را فراتر از اعداد سن و حضور فیزیکی در زمین تعریف می‌کنند.» این سخنی عمیق و راهگشاست؛ اما در عین حال نمی‌توان از اهمیت دین سخن گفت و از این پرسش بنیادین غافل ماند که: کدام دین، کدام امام و کدام راهبر؟

در طول تاریخ، یزیدیان و پیروان معاویه نیز برای خود امیر و خلیفه داشته‌اند. در جهان امروز نیز قبایل نوین و جریان‌های قدرت، رهبران و الگوهای خویش را دارند؛ از شبکه‌های ثروت و قدرت گرفته تا جریان‌های مسلط فکری، رسانه‌ای و فرهنگی که داعیه هدایت انسان‌ها را دارند. از این‌رو، صرف داشتن یک تعلق ظاهری کافی نیست؛ مسئله اساسی آن است که انسان در کدام مسیر گام برمی‌دارد و از چه الگویی پیروی می‌کند.

نمی‌شود کسی تبار و هویت خود را به حسین علیه‌السلام برساند، اما فضای زیست خود را چنان سامان دهد که فرزندانش حسین را نشناسند و معیارهای انتخاب را نیاموزند. نمی‌توان ریشه‌ها را برید و انتظار روییدن و باروری داشت. هرجا ریشه بدوانیم، سرانجام ثمره همان ریشه را برداشت خواهیم کرد.

بی‌اعتنایی به آموزه‌هایی که شیوه زیستن و معنای حیات را در چارچوب دین شکل می‌دهند، در عمل تفاوت چندانی با زیستن در پارادایم‌های غیردینی ندارد. دینداری آنگاه اصالت می‌یابد که بر شناخت، انتخاب و التزام استوار باشد. در غیر این صورت، هر نوع پیروی و تبعیتی می‌تواند نام دین بر خود بگذارد؛ همان‌گونه که پرستش بتی بی‌جان نیز برای برخی دینداری تلقی می‌شود و حجاج بن یوسف ثقفی نیز می‌تواند برای عده‌ای امام و الگو باشد.

اکنون در قرن بیست‌ویکم، به گمان من، تنها امامی که پیروانش بارها در میدان عمل آزموده شده‌اند و نتیجه آن را به‌روشنی نشان داده‌اند، امام حسین علیه‌السلام است. همین روزها دیدیم که دو قدرت اتمی، همراه با شبکه گسترده اصحاب زر، زور و تزویر، همه توان خود را به میدان آوردند؛ اما نتوانستند اراده ملتی را در هم بشکنند که سال‌ها زیر فشار شدیدترین تحریم‌ها و دشوارترین شرایط ایستادگی کرده است. آنچه این ملت را استوار نگاه داشت، صرفاً تجهیزات و محاسبات مادی نبود؛ بلکه نیرویی بود فراتر از چارچوب‌های متعارف قدرت؛ نیرویی که از فرهنگ عاشورا سرچشمه می‌گیرد و در جان انسان‌ها امید، استقامت و معنا می‌دمد. این همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد.

آرزو می‌کنم همه شیعیان و دلدادگان امام حسین علیه‌السلام، در هر نقطه از جهان که هستند، قدر این پیوند و این نسبت را بدانند؛ بدانند که اتصال به چنین امامی چه سرمایه عظیم و بی‌بدیلی است و با حسین بودن را با هیچ سرمایه‌ای از این جهان معاوضه نکنند. زیرا در میان همه راه‌هایی که پیش روی انسان قرار دارد، راه حسین علیه‌السلام راه عزت، آزادگی، حقیقت و ماندگاری است؛ راهی که نه‌تنها به زندگی معنا می‌بخشد، بلکه مرگ را نیز به تولدی دوباره در افق جاودانگی تبدیل می‌کند.

رضوان حکیم زاده

تاسوعای ۱۴۰۵

روستای ابیانه