جنگ در شب و مذاکره در روز
از اینجا به بعد مسابقهی تابآوری و میزان تحمل درد است. بدی قضیه این است که موضوع صرفا جنگی اقتصادی نیست. دستها همیشه روی ماشه است و هر لحظه امکان از کنترل خارج شدن اوضاع وجود دارد
ترامپ روی پایان تابآوری ایران و فروپاشی اقتصادی آن بر اثر تداوم تحریم و محاصرهی دریایی حساب کرده است
صلاحالدین خدیو روزنامهنگار
شبها جنگ و روزها مذاکره است. یک روز در میان هم توییتهای ترامپ از این رو به آن روی میشوند. روزی از قریبالوقوع بودن توافق میگوید و روز دیگر پلها و نیروگاهها را تهدید میکند.
اوضاع روی زمین از این هم عجیبتر است. ایران تنگهی هرمز را بسته، آمریکا هم چند صد مایل پایینتر تمام مسیرهای دریایی ایران را مسدود کرده است.
اینها اوضاع مردی است که بدون تدبیر کافی وارد ماجرایی بزرگ شد. جنگ لاکچری در ونزوئلا ترامپ را به طمع انداخت که بدون افتادن در ورطهای مشابه ویتنام و عراق و افغانستان، به یک ماجراجویی تفریحی دیگر دست بزند.
حسابها غلط از کار درآمد. ایران ونزوئلا نبود. آگاهان هشدار داده بودند که هیچ حکومتی صرفا با حملهی هوایی فرو نمیریزد. عراق صدام در سال ۱۹۹۱ چهل و پنج روز تمام در برابر یک کارزار هوایی به مراتب بزرگتر که شامل زدن پلها و جادهها و نیروگاههای برق بود، خم به ابرو نیاورد.
صدام زمانی شکست خورد که ارتش عراق در کویت در غیاب پوشش هوایی با هجوم زمینی صدها هزار سرباز آمریکایی و نیروهای ائتلاف روبرو گردید.
در یک سرزمین اشغالشده که طبعا عراقیها انگیزهی چندانی برای دفاع نداشتند و فاقد موانع و مزیتهای طبیعی جغرافیایی هم بود.
اکنون ترامپ بر سر یک دوراهی قرار دارد: تشدید تنش نظامی از طریق هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و یا دادن امتیازهایی دردناک به تهران برای رسیدن به تفاهم سیاسی.
هر دو حالت، با خطرات و چالشهای خاص خود روبروست. از رفتن بیشتر در ورطهی باتلاقی بزرگتر تا از دست دادن افکار عمومی و باز شدن دهان مخالفان دربارهی تسلیم شدن در برابر ایران و امضای توافقی مشابه برجام.
به همین خاطر تنها راه باقیمانده، حفظ وضع کنونی با ترکیبی از جنگ و مذاکره و مدیریت روانشناختی بازار است.
ترامپ فعلا شانس آورده که بهای جهانی نفت سر به فلک نکشیده و کمبود سوخت فعلا محسوس نیست. اگر بتواند این بازی کجدار و مریز را تا انتخابات میاندورهای نوامبر ادامه دهد، شاید راه خروجی هم پیدا شود.
ترامپ روی پایان تابآوری ایران و فروپاشی اقتصادی آن بر اثر تداوم تحریم و محاصرهی دریایی حساب کرده است.
ایران نیز با درک موضوع دودستی به تنگهی هرمز چسپیده و اقتصاد جهان را به نوعی سپر یکجانبهگرایی و سیاست قایقهای توپدار واشنگتن نموده است.
از اینجا به بعد مسابقهی تابآوری و میزان تحمل درد است. بدی قضیه این است که موضوع صرفا جنگی اقتصادی نیست. دستها همیشه روی ماشه است و هر لحظه امکان از کنترل خارج شدن اوضاع وجود دارد.