هیچکدام از بازارهای سرمایهای در ایران به اندازه بورس «آتینگر» نیستند
محبی: هیچکدام از بازارهای سرمایهای در کشور به اندازه بورس «آتینگر» نیستند اما بازار سهام باید متعادل شود.
یک کارشناس بازار سرمایه گفت: هیچکدام از بازارهای سرمایهای در کشور به اندازه بورس «آتینگر» نیستند و این ویژگی در بازارهای دیگر دیده نمیشود.
به گزارش اقتصادنیوز، مریم محبی، کارشناس بازار سرمایه، در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز در پاسخ به این پرسش «مخالفان وجود دامنه نوسان، بازارهای خودرو، مسکن، طلا و ارز را مثال می زنند که دامنه نوسانی در آن ها وجود ندارد اما کسی هم دارایی خود را مفت نمیفروشد. آیا میتوان بورس را از این نظر با سایر بازارها مقایسه کرد؟» گفت: خیر، ذات این بازارها با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال، زمانی که شما در بازار ملک یا خودرو فعالیت میکنید، در حال مبادله یک «دارایی فیزیکی» هستید. اما ماهیت سهام، «مشارکت» است؛ یعنی شما در حال مبادله یک «دارایی مالی» هستید. شما به اندازه سهامتان در یک کسبوکار مشارکت میکنید، در حالی که ممکن است هرگز مداخلهای در نحوه مدیریت و یا عملکرد آن شرکت نداشته باشید. بنابراین ماهیت این داراییها و رویکرد بازارهای داراییهای فیزیکی با داراییهای مالی کاملاً متفاوت است و نمیتوان آنها را بیش از حد با هم مقایسه کرد.
یک کارشناس بازار سرمایه گفت: ریشه اصلی اعمال محدودیتها در بازار بورس ایران، برگرفته از همان رویکرد اقتصاد حمایتی و دستوری است که تحت عنوان قیمتگذاری دستوری شناخته میشود. کشورهایی که به سمت اقتصاد آزاد حرکت میکنند، معمولاً میتوانند بورسهای آزادتری نیز داشته باشند.
او ادامه داد: همچنین نمیتوان ادعا کرد تمامی قوانین حاکم بر بازارهای داراییهای فیزیکی و مشهود میتواند بر بازارهای غیرفیزیکی و مالی نیز حاکم شود. مشکل ما این است که انتظار داریم فعالی که در بازار ملک موفق عمل کرده، با همان رویکرد و همان قوانین وارد بازار مالی شود و در اینجا هم موفق شود؛ در صورتی که قوانین، شرایط حاکم، عوامل تعیینکننده و المانهای تأثیرگذار در این بازارها کاملاً متفاوت است. هیچکدام از بازارهای سرمایهای در کشور به اندازه بورس «آتینگر» نیستند و این ویژگی در بازارهای دیگر دیده نمیشود؛ لذا ذات فعالیت و تحلیل در این بازارها با هم تفاوت بنیادی دارد.
این هیجان و شیدایی ممکن است کمی از بازار فاصله بگیرد تا بازار به تعادل برسد
محبی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «تجربه بازگشایی بورس پس از جنگ و اینکه بسیاری نمادها به دلیل افشای اطلاعات الف بدون دامنه نوسان باز شدند را چه طور ارزیابی میکنید؟ آیا این تجربه را میشود ملاک قرار داد؟» افزود:به نظر من این تجربه نمیتواند ملاک همیشگی باشد. بازار بورس ما حداقل به مدت ۸۰ روز تعطیل بود و در این مدت شاهد کاهش قدرت پول ملی، افزایش قیمت دلار و رشد قیمتها در بازارهای موازی بودیم که منجر به «جاماندگی» شدید این بازار شد. حتی پیش از تعطیلی بازار، شاهد ریزشهای بیدلیل بودیم که نشان میداد بازار پیش از بسته شدن هم جاماندگی داشت. ارزش جایگزینی شرکتها به گونهای بود که بورس به عنوان یکی از پرپتانسیلترین بازارها برای رشد شناسایی میشد، اما تمام این پتانسیلها به دلیل بسته بودن بازار، در قیمتها لحاظ (Price) نشده بود. از سوی دیگر شاهد افزایش نرخ بهره بینبانکی هستیم که بر بازار سرمایه تأثیرگذار است.
او ادامه داد: باوجود اینکه بسیاری از کارشناسان و حتی خود بنده انتظار بازگشایی با چنین روند مثبتی را نداشتیم، اما بازار بسیار خوب بازگشایی شد و این رویکرد مثبت قطعاً در کارنامه سازمان بورس ماندگار خواهد بود. اما آیا این روند ادامهدار خواهد بود؟ به نظر من خیر؛ چرا که ریسکهای سیاسی در نهایت در جایی خود را نشان میدهند و این هیجان و شیدایی ممکن است کمی از بازار فاصله بگیرد تا بازار به تعادل برسد. اتفاقاً بازار متعادل برای تصمیمگیری بسیار مطلوبتر است.
محبی گفت: بنابراین بنده انتظار متعادل شدن بازار سرمایه را دارم و معتقد نیستم که این تجربه موفق لزوماً به سایر بخشها قابل تعمیم باشد. هر بازاری در هر زمانی باید با شرایط خاص خودش سنجیده شود و نباید تصور کرد چون یک بار موفقیت را تجربه کردیم، قطعاً در سایر شرایط هم این تغییرات موفقیتآمیز خواهند بود.