دولت، یا دکهی حرف خوب فروشی؟
حتی در یک مطالبهی حداقلی مثل فیلترینگ هم ناتوان از تغییر وضع موجود است، اینطور تکرار مکرر، حرف درستش هم تبدیل میشود به آزار! سؤال ساده است: اگر اینها را میفهمیدی، چرا رفتی با هسته سخت قدرت «تعامل و وفاق» کردی؟ نتیجهاش چه شد؟
وفاق یعنی پذیرش بازی قدرت برای پیشبرد هدف، نه ثبت اعتراض اخلاقی!
یاسر عرب/ مستندساز
پزشکیان میگوید فیلترینگ جواب نمیدهد. او میگوید وقتی فیلتر میکنیم، عدهای VPN میفروشند و سالی نزدیک به سی هزار میلیارد تومان پول جابهجا میشود. او میگوید جوانها راهشان را پیدا میکنند و حتی بیشتر در همان فضا فرو میروند. او میگوید ما بهجای مواجهه با واقعیت، صورت مسئله را پاک میکنیم و میگوییم «نیست»
و همه میدانند که همهی اینها درست است!
همه میدانند مشکل این حرفها غلطبودنشان نیست. مشکل این است که بیش از یک سال است همینها را میشنویم و هیچ اتفاقی نمیافتد!
این جملات اگر از دهان یک استاد دانشگاه، یک تحلیلگر یا یک خطیب بیرون میآمد، شاید کهنه و در عین حال قابلقبول بود.
اما از زبان رییسجمهور نه! رییسجمهور قرار نیست تشخیص بدهد و برود کنار. قرار است تصمیم بگیرد، اجرا کند و هزینه بدهد!
و دقیقا اینجاست که ملال شروع میشود.
وقتی رییسجمهور مدام حرفهای عقل سلیم را تکرار میکند.
-من کارشناس نیستم. کارشناسان باید کشور را اداره کنند. یا کشور باید علمی اداره بشود. یا من میدانم که نمیدانم. چارهای جز درست کردن کشور نداریم. فیلترینگ غلط است و ....
اما حتی در یک مطالبهی حداقلی مثل فیلترینگ هم ناتوان از تغییر وضع موجود است، اینطور تکرار مکرر، حرف درستش هم تبدیل میشود به آزار!
سؤال ساده است: اگر اینها را میفهمیدی، چرا رفتی با هسته سخت قدرت «تعامل و وفاق» کردی؟ نتیجهاش چه شد؟
وفاق یعنی پذیرش بازی قدرت برای پیشبرد هدف، نه ثبت اعتراض اخلاقی! چرا یکبار به زبان ساده توضیح نمیدهی، نتیجهی آن وفاق در سیاست خارجی چه شد؟ و سیاست خارجی پیشکش! چرا حتی نتوانستی یک سیاست شکستخورده چون فیلترینگ را متوقف کنی؟
اینجا دیگر نمیشود گفت «نگذاشتند».
وقتی وارد زمین شدی، مسئول نتیجهای!
پزشکیان امروز شبیه کسی است که نقش «عقلانیتِ بیقدرت» را بازی میکند. حرف درست میزند، تشخیص درست میدهد، اما جرأت یا توانِ رفتن تا نقطهی تصمیم را ندارد.
انگار دارد برای تاریخ سند جمع میکند که «من گفته بودم»، نه اینکه هزینه بدهد و برای جامعه تصمیم واقعی بسازد!
این نه شجاعت است، نه واقعگرایی، این تعلیق کنش با زبان مثلا عقلانی است!
و بله، در این وضعیت، اگر قرار است فقط همین حرفها تکرار شود، سکوتِ معنادار ـ از موضع اعتراض و نه عافیت ـ محترمانهتر از این واعظبودنِ مداوم و فرساینده است.
باری... مسئله این نیست که پزشکیان نمیفهمد! مسئله این است که میفهمد، جایگاه هم دارد، اما حاضر نیست هزینهی فهمش را بدهد!
و این دقیقاً همان چیزی است که جامعه را خسته کرده. نه از جهل حاکمان، بلکه از سیاستمدارانی که میدانند، اما عمل نمیکنند!