کد خبر : 172035 |

ایران بر روی آتشفشان

با از دست رفتن فرصت های متعدد مذاکره در سال های گذشته، شانس چندانی برای یک توافق دیپلماتیک نمانده است. تلاش های آشکار و پنهان روزهای اخیر بیشتر تداعی کنندەی روزها و هفته ها و ماههای قبل از حملەی آمریکا به عراق در سال 2003 است و بعید است به نتیجەای ملموس برسد/ می توان گفت ایران شهری شدەی امروز و مرکب از اکثریت طبقەی متوسط تهیدست بیشتر شبیه شوروی و یوگسلاوی دهەی نود است تا عراق عشایری آن برهه آن هم در عصر ماقبل اینترنت

به طرزی دراماتیک، اوضاع یادآور زمان جنگ دوم خلیج فارس و حمله به عراق در سال 2003 است
 

 

صلاح‌الدین خدیو/ روزنامه‌نگار 

سه هفته پس از قطعی سراسری اینترنت بین الملل، تازه توانستم نصفه و نیمه به نت دسترسی پیدا کنم. به جرات می توان گفت در 20 روز گذشته ایران به قدر سالها عوض شد. اقتصاد با سرعت بیش تری به سمت فروپاشی رفت و در بزرگ ترین جنبش اعتراضی تاریخ ایران، هزاران نفر جان خود را از دست دادند.
پیامدهای گوناگون این رخداد تروماتیک و  روایت زهرآگینی که از پس آن برآمد، هنوز ادامه دارد. به نظر می رسد سه هفته قطع اینترنت برای ساختن روایتی همسو با قدرت رسمی، نتوانسته نتیجەی مطلوب به بار آورد و تلاش برای مدیریت افکار عمومی عملا شکست خورده است. تبعات این ناکامی به صورت افزایش فشارهای بی سابقەی بین المللی و مواضع بی سابقەی اروپا به تدریج خود را نشان می دهد.

به طرزی دراماتیک، اوضاع یادآور زمان جنگ دوم خلیج فارس و حمله به عراق در سال 2003 است.
برخلاف بسیاری از ناظران از ابتدا بر این باور بودم که سیاست ترامپ  در مورد ایران در دور دوم ریاست جمهوری، هل دادن آن به سوی نوعی "تلەی عراق" است.

سیاستی که اساس آن ترجیحات امنیتی و راهبردی اسرائیل است و آمالی چون حذف قدرت نظامی ایران و تغییر نهایی تعادل قوا به سود اسرائیل را در سر می پروراند.
همان موقع چند بار نوشتم که جنگ تابستان کلید اجرای حساس ترین بخش راهبرد مذکور را زد و عملا ایران را وارد مرحلەی بین دو جنگ نمود. با قدری تسامح مانند عراق که تحت شدیدترین تحریم های تاریخ، دوازده سال را میان دو جنگ اول و دوم طی کرد.
البته دورەی مزبور برای ایران نه به سال بلکه به فاصلەی چند ماه است. چرا که با سیزده سال تحریم شدید که از سال 1391 آغاز شد، ایران عملا بخش اقتصادی ماجرا را طی کرده و فرسایش مورد نظر به بار آمده است.
با از دست رفتن فرصت های متعدد مذاکره در سال های گذشته، شانس چندانی برای یک توافق دیپلماتیک نمانده است. تلاش های آشکار و پنهان روزهای اخیر بیشتر تداعی کنندەی روزها و هفته ها و ماههای قبل از حملەی آمریکا به عراق در سال 2003 است و بعید است به نتیجەای ملموس برسد.

علیرغم این شباهت ها، نمی توان از تفاوت هایی مهم چشم پوشید: ایران کشوری بزرگ است و نمی تواند با عراق کوچک و منزوی آن سالها در یک طراز قرار گیرد. آمریکا نیز با الهام از مداخلات بی نتیجە در عراق و افغانستان دنبال جنگی تمام عیار و اشغال سرزمین نیست.
آنچه مد نظر واشنگتن است، تلفیق راهبرد محاصرەی اقتصادی با جنگی برق آسا و متضمن ضربات دقیق، عمیق و سریع است.
آنگونه که از سخنان و مواضع مقامات آمریکایی بر می آید آنها به شعله ور کردن مجدد اعتراضات خیابانی امید بسته و گوشه نگاهی به ماجرای یوگسلاوی 1999 نیز دارند.

ایران به لحاظ جمعیت، مساحت و اهمیت از عراق بزرگ تر است و این مزیتی راهبردی برای دولت آن در تقابل کنونی با آمریکاست.

اما همزمان می تواند قسمی پاشنەی آشیل هم محسوب شود: تاب آوری اقتصادی و اجتماعی ایران به دلیل جمعیت نود میلیونی و ساختارهای شهری پیشرفته و ذهنیت طبقەی متوسطی اکثریت مردم آن از جامعەی عمدتا عشایری و ذهنیت روستایی عراق کمتر است. چه می توان گفت ایران شهری شدەی امروز و مرکب از اکثریت طبقەی متوسط تهیدست بیشتر شبیه شوروی و یوگسلاوی دهەی نود است تا عراق عشایری آن برهه آن هم در عصر ماقبل اینترنت.


فرضا در صورت اعمال احتمالی محاصرەی دریایی علیه ایران مشابه آنچه که ضد عراق وجود داشت، مدیریت یک اقتصاد نود میلیونی  با یک جمعیت هفتاد میلیونی شهرنشین و دارای جهت گیری های اجتماعی غربی به مراتب دشوارتر است.
توجه به این ظرائف می تواند کلید فهم تحولات در کوتاه مدت باشد. هفتاد سال قبل در بحبوحەی جنبش ملی شدن نفت، یک روزنامه نگار عرب برای توصیف بحران عمیق سیاسی در جریان، کتابی بنام ایران روی آتشفشان نوشت.
قدر مسلم این است که اکنون بر روی یک کوه آتشفشان بزرگ تر و مذاب تر هستیم و باید دعا کرد با خسارتی کمتر از این مرحلەی دشواز عبور نمود.

از کانال تلگرام نویسنده