کد خبر : 141037 |

مهاجرستیزی رسانه‌ای علیه مهاجران افغانستانی در ایران

با توجه به تحولات افغانستان که در طول سال‌‌ها اتفاق افتاد، می‌توان دو گروه از افراد افغانستانی را از نظر کارشناسان و متخصصان بین‌المللی در پدیده مهاجرت شناسایی کرد: 1. آوارگان؛ 2. مهاجران.

دولت و ملت شریف ایران، بیش از چهاردهه میزبانِ چهارموج از مهاجرت آوارگان مردم رنج‌دیده افغانستان است

 

محمدجواد احمدی

پژوهشگر

افغانستان بعد از سرنگونی نظام شاهی، شاهد درگیری‌های متعدد از قبیل جنگ داخلی و مداخله کشورهای بیگانه بوده است.

چنین عواملی باعث گردید افغانستان هرگز به ثبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود نرسد.

نویسنده در پاسخ به این پرسش که چرا افغانستان به ثبات پایدار یا نسبی نمی‌رسد، معتقد است به‌صورت عموم، دومؤلفه‌ ملی و فراملی دخالت داشته‌اند:

مؤلفه ملی یا داخلی، به جامعه چندقومی، چندفرهنگی، چندزبانی و مذاهب مختلف افغانستان بر می‌گردد که باعث ناهم‌پذیری و ناشکل‌گیری رهبری واحد در سیستم سیاسی و سرپرستی کشور افغانستان شده است.

مؤلفه فراملی یا بیرونی، به وجود منابع طیبعی فراوان، جایگاه استراتژیک آن در منطقه و تبدیل‌شدن به میدان بازی امنیتی و سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی کشورهای مختلف مربوط می‌شود که جهت حفظ امنیت و تامین منابع انرژی خویش، جنگ را در بیرون از مرزهای خود راه‌اندازی و مدیریت می‌کنند. 

نتیجه آن‌ دو مؤلفه، شکل‌گیری اراده و تجمع مجاهدان در برابر دولت کمونیست دکتر نجیب و ظهور و گسترش رژیم افراطی طالبان و نهایتا پیدایش گروهک داعش بود که همه این گروه‌ها از حمایت و مدیریت سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی کشورهای بیگانه برخوردار بوده‌اند که سرانجام افغانستان را به سرزمینی سوخته و ویران با میلیون‌ها تَن کشته و زخمی و آواره تبدیل کردند.

با توجه به تحولات افغانستان که در طول سال‌‌ها اتفاق افتاد، می‌توان دو گروه از افراد افغانستانی را از نظر کارشناسان و متخصصان بین‌المللی در پدیده مهاجرت شناسایی کرد: 1. آوارگان؛ 2. مهاجران.

آوارگان: کسانی هستند که به‌خاطر جنگ و خشونت و تعقیب به حفاظت بین‌المللی نیاز دارند. در این گروه افراد بی‌دولت نیز قرار دارند.

مهاجران: کسانی هستند که کشور محل اقامت خود را بدون دلیل قانونی یا بالاجبار تغییر می‌دهند. این گروه شامل مهاجران اقتصادی است که در جست‌وجوی زندگی بهتر در کشور دیگری هستند [dw.com پیمان جهانی آوارگان سازمان ملل]. 

  از زمانی که پدیده خانمان‌سوز جنگ، دامن افغانستان را فرا گرفت تعداد زیادی از شهروندان آن کشور، آواره و مهاجرشدند؛ زیرا همه زیرساخت‌ها ویران و اقتصاد رو به نابودی رفتند. عده‌ای به‌خاطر حفظ جان و تعدادی جهت پیداکردن لقمه‌نانی، کشور را ترک کردند. 

چرا ایران مقصد مهاجران افغانستانی است؟

 

مهاجرت یک پدیده جهانی و تاریخی است. انسان‌ها برای بهبود وضعیت زندگی خویش یا فرار از تهدیدهای امنیتی و سیاسی یا حوادث طیبعی، پا به‌عرصه مهاجرت و جابه‌جایی مکانی می‌کنند. مهاجرت، جهان‌شمول است و تنها به یک حوزه خاصی مربوط نمی‌شود. اکثر کشورها، مهاجران و آوارگان زیادی را به‌خود جای داده‌اند.

بحران‌های داخلی افغانستان، جنگ و خشونت، خشکسالی، تشدید فقر و بیکاری سبب گردیده که 30 درصد مردم افغانستان در خارج از کشورشان زندگی کنند. 

دلایلی‌که باعث گردیده، سیل عظیمی از مهاجران و آوارگان افغانستانی به کشور ایران سرازیر شوند عبارتند است از:

1. اشتغال و کاریابی؛

2. مشترکات فرهنگی و تاریخی؛

3. [وجود] شبکه‌های مهاجرتی [در افغانستان و ایران]؛

4. نزدیکی مسافت؛

5. گفتمان فراملی امام‌خمینی [اینکه اسلام مرز ندارد]؛

6. امکان مذهبی [‌بودن در ایران] (کارکرد دوسویه مهاجرت؛ فیروزی، سیدمحمد، مرکز آینده‌پژوهی جهان اسلام، 1402)

دولت و ملت شریف ایران، بیش از چهاردهه میزبانِ چهارموج از مهاجرت آوارگان مردم رنج‌دیده افغانستان است.

مهاجرت با موج اول و با حمله ارتش سرخ شوروی سابق به افغانستان در سال 1358 آغاز شد و تا موج چهارم مهاجرت که بعد از روی کارآمدن دوباره طالبان در مرداد 1400 بود ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد.

بر پایه آمارهای سازمان ملی مهاجرت ایران، اکنون بین 3 تا 5 میلیون مهاجر افغانستانی در ایران سکونت دارند. مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی سبب شده تا ایران شاهد طولانی‌ترین حضور مهاجران افغانستانی در خاک خود باشد.

مهاجرستیزی رسانه‌ای چیست؟

باتوجه به‌ اینکه ایران از جمله کشورهای رکوردار طولانی‌ترین حضور مهاجران است و از سوی دیگر با فشارهای سخت اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند، با تبعات مثبت و منفی فراوان مهاجران روبه‌رو بوده است؛ ازجمله باتوجه به اینکه ایران درباره اقامت مهاجران افغانستانی تعریف دیپلماسی روشنی ندارد؛ ازاین‌رو حضور گسترده‌ای از اتباع غیر رسمی را نیز تحمل می‌کند و افراد بی‌هویت و فاقد مدارک شناسایی، چه‌بسا مرتکب هرگونه جرم و جنایت بشوند. این افراد بر روی بازار کار و مسکن نیز تاثیر نابه‌هنجاری می‌گذارند و از جانب دیگر فرصت‌طلبان از توان کاری افراد غیر مجاز، سوء‌استفاده می‌کنند.

فرایند اقناع‌گری مهاجرستیزی رسانه‌ای از راه فریب افکارعمومی با برانگیختن احساسات عمومی و خشم غیر مشروع، در قالب عقلانی جلوه دادن خشم همگانی همان مهاجرستیزی است که رسانه‌های ضد نظام جمهوری اسلامی ایران با همراهی شبکه‌های اجتماعی؛ این‌بار مهاجران افغانستانی را سوژه قرار داده‌اند و سوژه را طوری انعکاس می‌دهند که گویا دولت ایران، با تحریک احساسات عامه در اخراج و بدرفتاری با مهاجران نقش بازی می‌کند.

نتیجه پیام‌شان نیز ایجاد ترس و اختلالات روانی برای مهاجران؛ نمایش خشونت و مهاجرسیتزی برای مردم افغانستان بود. آنان با محتوای مهندسی‌شده پیام، برای تقابل ملت با دولت منتشر می‌کردند، سوگیری در پیام را، با برانگیختن احساسات در قالب خشم عقلانی و مشروع آمیخته و به‌خورد افکار عمومی می‌دادند. 

برانگیختن احساسات عمومی ازجمله شگردهای رسانه‌ای است: «احساسات، بخش جدایی‌ناپذیر پیام‌های رسانه‌ای هستند که عنصر حیاتی در شکل‌دهی به روایت‌های جمعی ما محسوب شده، چگونگی واکنش به این روایت‌های مشترک را تعیین می‌کنند. این درحالی‌است که احساسات، ممکن [است] تفرقه‌افکن و طردکننده نیز باشند (کارن‌وال یورگنسن، مترجم محسن گودرزی،1401).

خشم معترضان کم کم، داشت مخل نظم و آرامش جامعه ایرانی می‌شد؛ اما مسؤلان دولت جمهوری اسلامی ایران به‌موقع وارد صحنه شدند. خشم هدایت‌شده رسانه‌ای را از نوع خشم غیر مشروع و غیر عقلانی تفسیر کرده؛ درباره وضعیت مهاجران و مسؤولیت خویش در رسانه‌ها روشنگری کردند. هرچند رسانه‌های اپوزوسیون نظام ج.ا.ا با کمک شبکه‌های اجتماعی در ایران؛ تلاش داشتند تا رفتار معترضان خشمگین را عقلانی، صلح‌طلب و مشروع جلوه دهند؛ اما به‌گفته کارن‌وال یورگنسن «خشم رسانه‌ای‌شده نمی‌تواند در خلأ دیده شود، بلکه از نظر گفتمانی با دیگر احساسات سیاسی به‌طور مشترک ساخته می‌شود و با چنین پیوندهایی معنی پیدا می‌کند» (همان، ص127).

رسانه‌های ضد نظام ج.ا ایران، پیام مهندسی‌ شده را؛ به‌طور جداگانه برای کاربران شبکه‌های اجتماعی، ایران و افغانستان، مطابق سلیقه و ذایقه‌ خود تولید می‌کردند، مثلا اکثر مشکلات کشور ایران را اعم از فقر، بیکاری، بزهکار، گرانی و... را به مهاجران افغانستانی ربط می‌دادند و رفتار خشونت‌آمیز با مهاجران را برای مردم افغانستان به نمایش می‌گذاشتند تا به ‌این‌ شیوه، عواطف و احساسات دو ملت را شکار کرده بتوانند پیوند دوستی و همگرایی و همدیگرپذیری میان دوملت را برهم بزنند.