کد خبر : 116787 |

فریدون مجلسی تحلیلگر حوزه بین‌الملل در گفتگو با مستقل:

حتی اگر به برجام بازگردیم، تنها کشوری هستیم که FATF را نمی‌پذیریم

مجلسی می‌گوید: ما حتی اگر به برجام هم برگردیم، تقریبا تنها کشوری هستیم که اف ای تی اف را نمی‌پذیریم و مصرانه اعلام می‌کنیم، به هیچ وجه نخواهیم پذیرفت. متاسفم که باید بگویم، تا به تغییر ساختاری در سیاست‌گذاری تن ندهیم، اوضاع بر همین روال خواهد ماند

مستقل: امسال در مقایسه با سال گذشته در چنین روزهایی، با مشکلات بیشتری مواجهیم. نابسامانی در نظام تصمیم‌گیری و ناکارآمدیِ مدیرانِ سطح یک کشور را، در بحران گاز، افزایش نرخ ارز، تورم ۴۰ درصدی و ...به تلخی و صراحت می‌بینیم.

حالا سیلیِ حقیقت، شدیدتر از سوز سرمایِ زمستانِ سخت خود را نشان داده است. اما راه حل چیست و چه باید کرد؟ توجه به چه الزام‌هایی می‌تواند ایران و مردم ایران را در رهایی از این گذرگاه پر پیچ و خم کمک کند؟

فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بین‌الملل در  گفتگو با «مستقل» با گفتن اینکه «مردم به روزهایی رسیده‌اند که از اصلاح به کل ناامید هستند و به همین دلیل فاصله بیشتری با حکمرانان می‌گیرند» ضمن تاکید بر سختی شرایط، به بررسی راهکارهای برون رفت از مقطع پرچالش فعلی پرداخته است:


ایران تهدید و تحدیدهای عدیده‌ای را پیش روی خود می‌بیند. چرایی بروز این مقطع پرهزینه را در چه چیزی می‌توان دید؟

جناحی که آقای رئیسی را به عنوان رئیس جمهوری حمایت کرد و اکنون هم ارگان‌های حاکمیتی را در اختیار گرفته است، اساسا انزواطلبی را برای خود هدف اصلی می‌داند. به این معنی که هر ساختاری که می‌خواهد کشورش با جهان همراه باشد و با کشورهای دیگر مبادلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته باشد، باید اصول و مقررات بین‌المللی را جدی بگیرد و به بایدها و نبایدهای معاهده‌هایی که در جهان بنا گذاشته شده است، تن دهد. این یعنی هیچ کشوری نمی‌تواند و نباید سیاست‌هایش را بر اساس آنچه دلخواه خودش است، تبیین کند و هر کاری که فکر می‌کند، درست است انجام بدهد. در واقع اگر هر کشوری با هر موقعیت و شرایطی خودش تصمیم بگیرد که به قواعد بین‌المللی احترام بگذارد یا نه، معلوم است که در جهان سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و سایر کشورها تا یک زمانی با بی‌قانونی کنار خواهند آمد و سپس اقدام‌های لازم را انجام خواهد داد.

نظام حکمرانی نسبت به این مهم آگاهی ندارد؟
مشکل اصلی ایران چیزی جز این نیست که گروهی تندرو در مراکز تصمیم‌گیری رسوخ کرده‌اند که با هدف تحقق منافع سیاسی و جناحی خود، عامدانه و عالمانه خرابکاری می‌کنند تا از هر تفاهم احتمالی ایران با جهان جلوگیری کنند. (علیرغم صراحت رهبری در مخالفت با تعرض به سفارتخانه‌ها) همین چند هفته پیش عده‌ای روی دیوارهای سفارت انگلیس اقدام به شعارنویسی کردند. انگار نه انگار که آن سفارتخانه بر اساس رابطه رسمی ایران و انگلیس در تهران فعالیت دارد. این اقدام در حالی است که هنوز آسیب‌های حمله به سفارت عربستان را تحمل می‌کنیم. یعنی ناراحتی ما از اقدام رهبر چین در ریاض در حالی است که همین تندروهای داخلی باعث و بانی قطع ۷ ساله رابطه دیپلماتیک با دولت سعودی هستند. البته باید گفت، آن‌ها همین را می‌خواهند و به همین دلیل حتی شهرداری تهران هم که ارگان رسمی است، اقدام به تمسخر با نصب بنر کرد تا به استقبال کاهش رابطه با انگلیسی‌ها برویم.

 هم‌اکنون وزارت خارجه ایران باید چه واکنشی نشان بدهد؟

فعلا که واکنشی از سوی دستگاه سیاست خارجی دولت صورت نگرفته است تا این تلقی پررنگ شود که شاید دولت ایران بنای رویارویی با دولت انگلیس دارد. اصلا باید اینطور گفت، اگر قرار است شهرداری تهران روابط خارجی را تنظیم کند، بهتر است وزارت خارجه تعطیل شود تا دنیا هم تکلیف خود را درباره ایران بداند. چون یکسری کارهایی که اساسا به وزارت خارجه ربطی ندارد، باعث واکنش خارجی‌ها شده است. به عنوان مثال کشور بلژیک این روزها موضع‌گیری صریحی داشته است که خب! اینگونه موارد می‌تواند هزینه‌ساز باشد و مانع کاهش مشکلات شود. این قبیل هزینه‌سازی‌ها موید این قضیه است که باید از یک جایی به افراطی‌گری و رفتارهای غیرمنطقی خاتمه داده شود و به این نتیجه برسیم که باید با دنیا زندگی کنیم تا از شر تهدید و تحدیدهای بین‌المللی خلاص شویم. کوتاهی در قبال تندروی‌ها در حالی است که خسارت این روش برای همه ملموس است.

چاره چیست؟

در کشور ما چهره‌هایی هستند که آگاهی بالایی از چگونگی زیست مطلوب در دنیا دارند و همچنین نسبت به کشور و شرایط مردم احساس مسئولیت بسیار بالایی دارند. چاره چیزی جز این نیست که این گروه به کار گرفته شوند و آن‌هایی که ایدئولوژی را مهمتر از منفعت و مصلحت عمومی می‌دانند، از عرصه اجرا و سیاست خارجی به حاشیه رانده شوند تا از این طریق نظام بین‌الملل ایران را به عنوان کشوری ببیند که تصمیم به تعامل و همکاری دارد. متاسفم که مردم باید تاوان دلار ۴۰ هزار تومانی را بدهند و حتی برای تامین مایحتاج اولیه هم به چه کنم چه کنم، بیفتند، اما تندروها همچنان به اهداف سیاسی و جناحی خود فکر کنند و کاری به گرفتاری‌های زیاد جامعه نداشته باشند. من امیدوارم، کسی یا کسانی پیدا شوند و با درک بن بست فعلی قدم‌هایی برای اصلاح بردارند و مصرانه خواستار ترمیم فضای فعلی باشند.

برجام می‌تواند گره‌گشا باشد؟

در اینکه بن بست فعلی ناشی از قرار گرفتن برجام در حالت کما است، هیچ شک و تردیدی نیست. اما مردمی که چشم انتظار توافق هسته‌ای هستند، شاید نمی‌دانند، دولتی که در کشور روی کار است و نماینده‌های دولت که مامور به مذاکره هستند، خودشان در عمل اعتقادی به توافق و حتی مذاکره ندارند و به همین دلیل با وقت‌کُشی پای میز مذاکره کارهایی می‌کنند و چیزهایی می‌گویند که طرف متوجه شده و بالطبع سوء استفاده می‌کند. ما حتی اگر به برجام هم برگردیم، تقریبا تنها کشوری هستیم که اف ای تی اف را نمی‌پذیریم و مصرانه اعلام می‌کنیم، به هیچ وجه نخواهیم پذیرفت. متاسفم که باید بگویم، تا به تغییر ساختاری در سیاست‌گذاری تن ندهیم، اوضاع بر همین روال خواهد ماند و در نتیجه مردم روز به روز بیشتر گرفتار خواهند شد. چرا که شرایط اقتصادی ما تحمل دلار ۴۰ هزار تومانی را ندارد، حالا بماند که با وقایع اخیر دلار احتمالا گران‌تر هم خواهد شد.

 ممنون جناب مجلسی؛ حرفی مانده است؟

مردم ایران مردمانی نجیب، شریف، صبور و البته کشوردوست هستند و در مقاطع مختلف نشان داده‌اند، حاضرند برای وطن‌شان هزینه بدهند. اما همین مردم به روزهایی رسیده‌اند که از اصلاح به کل ناامید هستند و به همین دلیل فاصله جامعه با حکمرانان روز به روز بیشتر می‌شود. با این توضیح که اگر نظام بین‌الملل متوجه این فاصله بشود، کار برای گره‌گشایی در مناسبات بین‌المللی قطعا دشوارتر از هر دشواری خواهد شد.